عماد الدين حسن بن علي الطبري
554
مناقب الطاهرين ( فارسي )
وى مىكردند با صغر سن . رسول صلّى اللّه عليه و آله با صحابه برخاست تا دست حسن عليه السّلام گرفت و گفت : انت تفّاحى . و انت حبيبى و مهجة قلبى و ولدى و الطّاهر من نفسى و ضلع من اضلاعى و قرّة عينى . پس رسول صلّى اللّه عليه و آله بنشست و صحابه گرد وى در آمده . رسول صلّى اللّه عليه و آله چشم از وى بازنمىگرفت و گفت : انّه سيكون بعدى هاديا مهديّا . هذا هديّة من ربّ العالمين ؛ ينبّئ عنّى و يعرّف النّاس آثارى و يحيى سنّتى و يتولّى امورى فى فعله . ينظر اللّه اليه و يرحمه . رحم اللّه من عرف له ذلك و برّنى فيه . در اين ميانه اعرابيى پديد آمدى عصا در زمين كشان . رسول ( ص ) گفت : اين اعرابى سخن زشت گويد . جمله خاموش باشيد . اعرابى برسيد و سلام نكرد و گفت : محمّد كدام است در ميان شما ؟ جمله گفتند : چه مىخواهى ؟ رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : آهسته باشيد . اعرابى گفت : يا محمّد ، من تو را در قديم الدّهر مبغض بودم و امروز عداوت زايد شد . صحابه خواستند كه وى را برنجانند . رسول صلّى اللّه عليه و آله اشارت كرد كه آهسته باشيد . اعرابى گفت : اى محمّد ، تو دروغ بر خداى تعالى و بر انبيا نهادى . دلالت و برهان نبوّت تو چيست ؟ رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : برهان من بگويم يا اين پاره از اعضاى من ؟ و اشارت به امام حسن كرد كه بگويد . اعرابى گفت : وى كودك است ! چگونه دلالت و برهان نبوّت اطهار تواند كردن ؟ ! حسن عليه السّلام گفت : مهلا يا اعرابىّ ! ما غبيّا سالت و ابن غبىّ * بل فقيها اذا جهل الجهول فان تك قد جهلت فانّ عندي * شفاء الجهل ما سال السّئول و بحرا لا تقسّمه الدّوالى * تراثا كان اورثه الرّسول لقد بسطت لسانك و عدوت طورك و خادعتك نفسك ؛ غير انّك لا تبرح